داستان کودکانه سیاره سرد

داستان کودکانه سیاره سرد

ba3721 داستان کودکانه سیاره سرد

هزاران مایل دور از زمین، آنطرف دنیا سیاره کوچکی بنام فلیپتون قرار داشت. این سیاره خیلی تاریک و سرد بود،بخاطر اینکه خیلی از خورشید دور بود و یک سیاره بزرگ هم جلوی نور خورشید را گرفته بود.

در این سیاره موجودات عجیب سبز رنگی زندگی می کردند

آنها برای اینکه بتوانند اطراف خود را ببینند از چراغ قوه استفاده می کردند.

یک روز اتفاق عجیبی افتاد. یکی از این موجودات عجیب که اسمش نیلا بود، باطری چراغ قوه اش را برعکس درون چراغ قوه گذاشت.

ناگهان نور خیره کننده ای تابید و به آسمان رفت ، از کنار خورشید گذشت و به سیاره ی زمین برخورد کرد.

آن نور در روی سیاره ی زمین به یک پسر بنام بیلی و سگش برخورد کرد. نیلا بلافاصله چراغ قوه اش را خاموش کرد ولی آن دو موجود زمینی بوسیله نور به بالا یعنی سیاره ی فلیپتون کشیده شدند. آنها در فضا به پرواز در آمدند و روی سیاره ی فلیپتون فرود آمدند.

بیلی سلام گفت و نیلا هم دستش را تکان داد.

بیلی گفت: وای، اینجا همه چیز از بستنی درست شده شده است.

سگ بیلی هم پاهایش را که به بستنی آغشته شده بود ، لیس می زد.

نیلا با ناراحتی گفت: ولی هیچ کس اینجا بستنی نمی خورد چون هوا خیلی سرد است.

نیلا خیلی غمگین به نظر می رسید. او پرسید: آیا شما می توانید به ما کمک کنید، ما به نور خورشید احتیاج داریم تا گیاهان در سیاره ما رشد کنند؟

بیلی گفت: من یک فکری دارم. آیا می توانی ما را به خانه امان برگردانی؟

نیلا گفت: یک دقیقه صبر کن. سپس او باطریهای چراغش را برعکس قرار داد. زووووووووووم.

بیلی و سگش به کره زمین برگشتند.

بیلی به حمام رفت و آینه را برداشت. او به حیاط آمد و آینه را طوری قرار داد که اشعه خورشید که به آینه می خورد اشعه هایش به سیاره فلیپتون برگردد.

با این فکر بیلی، سیاره فلیپتون دیگر سرد نبود. هر روز سگ بیلی آینه را در زیر نور خورشید قرار می داد تا نور و گرمای کافی به سیاره کوچک برسد.

حالا دیگر نیلا و دوستانش می توانستند در زیر نور خورشید از خوردن بستنی لذت ببرند.

داستان ببعی چاق و چله

داستان ببعی چاق و چله

ba3697 داستان ببعی چاق و چله

یکی بود یکی نبود. توی یک دهکده کوچک چند تا گوسفند کوچولو با یک چوپان مهربان زندگی می کردند. بین آن ها یک گوسفند کوچکی بود به نام ببعی.

ببعی کوچولو عاشق غذا بود و تنها کاری که در دنیا دوست داشت غذا خوردن بود و آنقدر غذا خورده بود که حسابی چاق و چله شده بود که حتی راه رفتن هم برایش سخت شده بود.

 یک روز چوپان از پنجره خانه اش به گوسفندهایش نگاه می کرد و دید ببعی نمی تواند به خوبی راه برود. فکر کرد موهای گوسفند بلند شده که نمی تواند راه برود، برای همین تصمیم گرفت پشم هایش را کوتاه کند.

فردای آن روز چوپان قیچی اش را برداشت و به سمت طویله رفت. ببعی با دیدن قیچی پا به فرار گذاشت. دوید و دوید تا رسید به چاه آب و رفت روی لبه چاه ایستاد، اما نتوانست خودش را کنترل کند و روی دهانه چاه افتاد و همانجا گیر کرد. چوپان که این صحنه را دید به سمت ببعی دوید. ببعی بیچاره بین زمین و هوا گیر افتاده بود.

چوپان مهربان نزدیک ببعی رفت و برخلاف انتظار گوسفند کوچولو او را نوازش کرد و گفت: آخه کوچولو چرا فرار کردی؟ و بعد ببعی را بغل کرد و به سمت طویله برد.

در میان گوسفندها یک گوسفند پیری بود که همه از او حرف شنوی داشتند. نزدیک ببعی آمد و گفت: پسرم تو با این کارت داشتی خودت را از بین می بردی. خوب نیست که تو اینقدر زود قضاوت می کنی و زود تصمیم می گیری. اگر یک اتفاقی می افتاد، همه ما ناراحت می شدیم.

گوسفندها باید همیشه پشمشان کوتاه باشد تا بدنشان نفس بکشد. چوپان مهربان هم به خاطر ما این کار را می کند. وقتی پشم هایمان کوتاه باشد راحت تر می توانیم بدویم و راه برویم و تابستان گرم را تحمل کنیم.

چند روز بعد چوپان دوباره به طویله آمد تا پشم گوسفندهایش را کوتاه کند. گوسفندها همه به ترتیب ایستادند تا پشم هایشان را کوتاه کنند. اما ببعی دوباره می ترسید و می لرزید. بالاخره نوبت به ببعی رسید. چوپان مهربان به آرامی او را گرفت و پشم هایش را کوتاه کرد.

 بعد از این که کارش تمام شد، تمام پشم ها را بسته بندی کرد و گوشه ای گذاشت. ببعی که خیلی تعجب کرده بود از دوستانش پرسید: پشم ها را به کجا می برند؟

گوسفند پیر گفت: پشم های ما را می برند که برای مردم لباس تهیه کنند تا در زمستان بتوانند با آن ها خودشان را گرم نگه دارند.

 بعد از این که پشم های ببعی کوتاه شدند باز هم گوسفند کوچولو نمی توانست به خوبی راه برود. چوپان به ببعی گفت که علت این مشکل او چاقی زیادش است.

بهتر است که غذایش را کمتر کند تا مانند گوسفندان دیگر بتواند به راحتی راه برود و از محیط اطراف خود همراه با گوسفندان دیگر لذت ببرد. و ببعی تصمیم گرفت که غذای کمتری بخورد تا مانند دیگر گوسفندان چابک و چالاک شود.

شیوه جدید برای بیان احکام به کودکان

شیوه جدید برای بیان احکام به کودکان

tarbiat 2 شیوه جدید برای بیان احکام به کودکان

مقدّمه

تدریس و آموزش احکام براى نوجوانان و جوانان لازم و ضرورى است، امّا اگر مربى آموزش لازم را ندیده و از توان بالائى در این زمینه برخوردار نباشد، تدریس و آموزش احکام براى دانش آموزان حالتى خشک و خسته کننده به خود مى گیرد؛ به طورى که آنان براى فراگیرى احکام و مسائل شرعى علاقه چندانى از خود نشان نمى دهند.

در سیره و روش عملى معصومین علیهم السلام ـ که بهترین راهکار در این زمینه است ـ مى توان به وضوح نوآورى و استفاده از شیوه هاى مختلف در ارائه احکام الهى را مشاهده نمود. به عنوان مثال، سلمان فارسى مى گوید: همراه با رسول خدا صلى الله علیه و آله در سایه درختى نشسته بودیم، حضرت شاخه اى از آن درخت را تکان دادند ـ به طورى که برگهایش ریخت ـ و بعد فرمودند: آیا نمى پرسید که چرا این کار را انجام دادم؟ و سپس ادامه دادند: «مؤمن وقتى نماز مى خواند گناهانش همچون برگهاى درخت مى ریزد.» (۱)

یکى از مهمترین اصول آموزش و تدریس احکام ایجاد انگیزه و علاقه در کودکان، نوجوانان و جوانان است، چرا که ممکن است برخى از دانش آموزان ـ که در جلسات احکام شرکت مى کنند ـ داراى انگیزه اى ضعیف و یا حتى بى انگیزه براى فراگیرى احکام

۱ . قرآن و تبلیغ، ص۱۷۴٫

باشند، از این رو مربى محترم باید در همان جلسات نخستین بویژه جلسه اول چنان انگیزه و علاقه اى براى فراگیرى احکام ایجاد کند که دانش آموزان تشنه بیان احکام توسط او باشند.

هیچ گاه نباید احکام الهى را براى کودکان و نوجوانان در الفاظى پیچیده و دور از ذهن بیان نمود، چرا که امیرالمؤمنین علیه السلام مى فرماید: « أَلْبَلاغَهُ ما سَهُلَ عَلَى الْمَنْطِقِ وَخَفَّ عَلَى الْفِطْنَهِ » ؛ ([۱]) سخن رسا آن است که به آسانى بر زبان جارى شود و براحتى فهمیده گردد.»

دورى از بکارگیرى اصطلاحات پیچیده فقهى که به علّت نامأنوس بودنشان کودکان و نوجوانان را در فهمیدن به زحمت مى اندازند و در نتیجه آنان بیان احکام را درسى ناخوشایند مى پندارند، یکى از رموز موفقیت در این عرصه است.

امیرالمؤمنین علیه السلام در این زمینه چه زیبا فرموده اند که « أَحْسَنُ الْکَلامِ ما لا تَمُجُّهُ الاْذانُ وَلا یُتْعِبُ فَهْمُهُ الاَْفْهام» َ؛ ([۲]) آراسته ترین سخن آنست که براى گوشها، نا خوشایند [و نا آشنا] نباشد و فهم آن براى فهمها رنج آور نبوده [و افراد در فهم آن به زحمت نیفتند].»

استفاده از شیوه ها و روشهاى نو و جذاب مى تواند، مربیان محترم را در رسیدن به هدف فوق یارى رساند.

حضرت امام رضا علیه السلام در این باره چه زیبا فرموده اند که: «هر کس در پى کارى از راه و روش آن رود نمى لغزد و اگر بلغزد راهکار رهائى اش را نیز بیابد.»

قالبها و شیوه هاى آموزش احکام

در این نوشتار براى بالا بردن سطح کیفى آموزش احکام و موفقیت بیشتر در آن، به بیان چند قالب و شیوه آموزشى احکام که متناسب با شرایط روحى و سنى کودکان، نوجوانان و جوانان باشد مى پردازیم.

۱٫ بیان احکام در قالب سؤالهاى هوشى

کلیه مسائل شرعى که چند شرط یا مورد دارند را مى توان با این شیوه، عرضه نمود. نحوه اجراى برنامه در این شیوه به این صورت است که چند مورد یا چند شرط یک حکم شرعى بیان مى شود و به گونه اى سؤال طراحى مى شود که نوجوانان و جوانان با بیان حتى یک شرط یا مورد از شروط و موارد مطرح شده به جواب برسند. این شیوه از چند جهت مفید است:

۱٫ موجب مشارکت مخاطبان در بحث مى شود.

۲٫ موجب تکرار شروط و موارد گفته شده توسط مخاطبان و بهتر جاگرفتن مباحث در ذهن نوجوانان و جوانان مى شود.

۳٫ بچه ها براى پیدا کردن جواب، به مربى یا بزرگترهاى خانواده و یا رساله هاى عملیه مراجعه مى کنند و زمینه خوبى براى بیان احکام در جلسه بعد و ماندگارى مسئله در ذهن فراهم مى گردد. در ذیل به

چند نمونه از اجراى برنامه به این شیوه اشاره مى شود:

نمونه اول: على و جواد از اصفهان به تهران رفته اند، در هنگام فرا رسیدن وقت نماز ظهر و عصر، على نماز ظهر و عصر خود را دو رکعتى ـ یعنى شکسته ـ مى خواند ولى جواد چهار رکعتى. چرا؟

ـ شاید فکر مى کنید جواد خانه اش در تهران است و پدر و مادرش در آنجا زندگى مى کنند، امّا این طور نیست.

ـ یا فکر مى کنید جواد براى فرار از انجام دستور الهى به تهران مى رود، امّا این طور نیست.

همه جوابهاى شما درست است اما هیچکدام از اینها نیست، پس چرا جواد نماز خود را چهار رکعتى مى خواند؟

جواب: نماز مسافر با ۸ شرط شکسته است و در مسئله فوق به برخى از آنها اشاره شده است. (موارد مبتلا به دیگر را مخاطبین با کمک مربى مطرح مى نمایند.)

نمونه دوم: فاطمه براى دیدن دوستش زهرا به خانه او رفت. هنگام فرا رسیدن وقت نماز، فاطمه تیمم کرد و زهرا وضو گرفت. چرا؟

ـ شاید فکر مى کنید براى زهرا آب به قدر وضو بوده ولى براى فاطمه نه، اما اینطور نیست.

ـ یا ممکن است بگویید فاطمه بر اثر کهولت سن (پیرى) و یا ترس از جانور و یا دزد تیمّم کرده، اما اینطور نیست.

ـ یا به نظر مى رسد که به وسیله استعمال آب مرض یا عیبى در فاطمه پیدا مى شود، یا مرضش طول مى کشد، یا شدّت پیدا مى کند، یا به سختى معالجه مى شود، اما این طور نیست.

ـ یا فکر مى کنید بدن یا لباس فاطمه نجس بوده و کمى آب داشته که اگر با آن وضو مى گرفت براى آب کشیدن بدن یا لباسش آب باقى نمى ماند، اما این طور نیست.

همه جوابهاى شما درست است، اما هیچکدام از اینها نیست. پس چرا فاطمه تیمم کرده است؟

جواب: در هفت مورد به جاى وضو مى توان تیمم کرد، در این جا فقط به چهار مورد آن اشاره شده است.

۲٫ شیوه توضیحى

در این شیوه، نکته هایى از احکام که کودکان، نوجوانان و جوانان آنها را نمى دانند ولى مدعى دانستن آنها هستند، توضیح داده مى شود. نمونه هایى از این نکته ها در ذیل آورده مى شود.

نکته اول: بعضى از مراجع بزرگوار تقلید مانند امام رحمه الله چگونگى مسح سر را ـ حتى در حال اختیار نه اضطرار ـ به ده صورت جایز مى دانند:

۱٫ با دست راست

۲٫ با دست چپ

۳٫ از بالا به پایین

۴٫ از پایین به بالا

۵٫ با داخل و کف دست

۶٫ با بیرون و پشت دست

۷٫ با ساعد و فاصله میان مچ دست تا آرنج

۸٫ به صورت طولى و عمودى

۹٫ به صورت عرضى و افقى

۱۰٫ به صورت زیگزاگ. ([۳])

نکته دوم: برخى گمان کرده اند اگر هنگام مسح سر، دست وضو گیرنده با رطوبت وترى پیشانى او تماس پیدا کند، وضوى او باطل است و حال آن که طبق نظر اکثر مراجع، مسئله دو صورت دارد:

۱٫ اگر مسح پا با همان قسمت از دست که با آب پیشانى تماس پیدا کرده و مخلوط شده است انجام شود، در این صورت وضو باطل است.

۲٫ چنانچه مسح پا با قسمت دیگرى از دست که با آب پیشانى تماس پیدا نکرده و مخلوط نشده است انجام شود، وضو صحیح است. ([۴])(مثلاً کف دست تماس پیدا کند ولى انگشتان تماسى نداشته باشند که در این صورت با انگشت مى تواند مسح کند.)

نکته سوم: هنگامى که از مردم پرسیده مى شود اگر بچه اى مهر نماز را از جلوى نمازگزار بردارد وظیفه نمازگزار چیست؟ گاه پاسخ مى دهند: باید به پشت دست یا ناخنهایش بویژه ناخن شست سجده کند و نماز بخواند و حال آنکه مرحوم امام رحمه الله و بسیارى از مراجع دیگر مى فرمایند که وظیفه او به ترتیب زیر است:

اول: اگر چیزى که سجده بر آن صحیح است مثل کاغذ و… همراه دارد به آن سجده کند.

دوم: اگر چیزى در دسترس نباشد و وقت نماز هم تنگ نباشد باید نماز را بشکند و مهر تهیه کند و نماز خود را بخواند.

سوم: اگر وقت تنگ است به حدى که اگر نماز را رها کند، نماز قضا مى شود، باید به لباسش که از پنبه یا کتان است سجده کند.

چهارم: اگر لباسش از چیزى غیر از پنبه یا کتان است باید به آن سجده کند.

پنجم: اگر آن هم ممکن نباشد، به پشت دستش سجده کند.

ششم: اگر آن هم امکان ندارد، باید بر چیزى معدنى مانند انگشتر عقیق سجده کند. (پس چیزى به نام ناخن شست براى محل سجده در این مورد وجود ندارد.)

قابل توجه: در فرض مسئله، اگر فرصت هست و مُهر به فاصله نزدیکى مثل یک یا دو قدمى پرت شده است، نمازگزار باید بدون گفتن ذکر و با رعایت جهت قبله (در صورتى که امکان دارد) و نگفتن ذکرهاى نماز به طرف مُهر نماز حرکت کند و وقتى که به نزدیک آن رسید، نمازش را ادامه دهد و هنگام سجده، بر آن سجده کند. ([۵])

شایان ذکر است در صورتى که بخواهیم این نکته ها را براى نوجوانان و جوانان بازگو کنیم در حالى که حضور بزرگترها در بین آنها در اکثریت است، حتما مأخذ و نشانى آنها را در نظر داشته باشیم تا پذیرش این گونه مسائل برایشان پیچیده و سخت نباشد، گرچه به تجربه ثابت شده است که شنیدن این نکات براى فراگیران بسیار جاذب و جالب است و انگیزه بسیار زیادى براى ادامه بیان احکام در آنها ایجاد مى کند. البته این نکته را براى دانش آموزان یادآور مى شویم که هر مقلّدى باید پس از آگاهى یافتن از فتوى و نظر مرجع تقلید خویش و مطابق بودن آن با نکته هاى یاد شده، به آن عمل کند، مگر در مواردى که این نکات مورد اتفاق نظر همه مراجع تقلید بوده است.

۳٫ شیوه القاء غیرمستقیم (بیان احکام در قالب داستان)

با توجه به شرایط سنى، زمان و مکان، در بیان احکام براى کودکان و نوجوانان گاه روش مستقیم و گاهى روش غیرمستقیم کارآئى بیشترى دارد. با توجه به سیره عملى معصومین علیهم السلام در استفاده از روش غیرمستقیم (به عنوان نمونه: آموزش غیرمستقیم وضو به یک پیرمرد توسط امام حسن و امام حسین علیهماالسلام ) و تأکید فراوان روان شناسان بر این روش و گفته هایى همچون « اَلْکِنایَهُ أَبْلَغُ مِنَ التَّصْریحِ ؛ کنایه [و غیرمستقیم گویى] از صراحت، رساتر است»، استفاده از روش غیرمستقیم در بیان احکام مورد تأکید و ترغیب قرار مى گیرد.

استفاده از شعر، خاطره، شرح حال دیگران، معما، فیلم، نمایش، داستان و مانند آن مى تواند از مصادیق روشهاى غیرمستقیم بیان احکام به شمار آید. در اینجا به جهت اختصار فقط به روش داستانى مى پردازیم.

روش داستانى از دلنشین ترین روشهاى ارائه احکام شرعى به کودکان و نوجوانان است. اکثر احکام مورد نیاز کودکان و نوجوانان را مى توان به این شیوه عرضه کرد. نوعا نتیجه گیرى از مطالب و

احکام مطرح شده در قالب و شیوه داستانى، به عهده خود کودکان و نوجوانان گذاشته مى شود. بعنوان مثال در داستان زیر به آموزش سه نکته مهم براى کودکان و نوجوانان پرداخته شده است:

۱٫ نحوه تطهیر نمودن و آب کشیدن عضوى که زخم شده و یا به هر نحو دیگرى نجس شده است.

۲٫ نجس شدن جائى از بدن ـ که تر مى باشد ـ با تماس پیدا کردن با اشیاء نجس.

۳٫ بکار گرفتن فکر و حس کنجکاوى بچه ها براى جواب دادن به مسئله سوم که به صورت سؤال در پایان داستان آمده است.

داستان سعید و انگشت کوچکش

سعید در حالى که مادرش مشغول خیاطى بود، به او رو کرد و گفت: مادر! اجازه بده بروم با بچه همسایه بازى کنم. مادر گفت: چون پسر همسایه کم ادب است اجازه نمى دهم، سعید گفت: پس اجازه بده او به منزل ما بیاید، مادر با بى حوصله گى گفت: فرقى نمى کند، نه نه نه، هنوز نمى دونى معناى نه یعنى چه؟ در همین حال بود که حواس مادر سعید پرت شد و نخ از سوزن خیاطى بیرون آمد، مادرش سخت درگیر نخ کردن سوزن گشت و او آهسته آهسته از اتاق بیرون آمد و بعد از طى کردن پله هاى ایوان، خودش را به نردبانى که زیر درختهاى انگور حیاط بود رساند. نردبان را برداشت و به سینه دیوار گذاشت که بچه همسایه را صدا بزند. پاهایش را بلند کرد، از پله اول گذاشت پله دوم و از پله دوم هم بلند کرد به جاى پله سوم گذاشت پله چهارم، دستهایش را گرفت لبه دیوار، مى خواست یااللّه

بگوید که از آن بالا کلّه شد پایین و انگشت کوچک پایش حسابى زخم شد و پایش درد گرفت.

سعید گریه کنان و لنگان لنگان آمد وارد اتاق شود که مادر گفت: نیا که فرش را نجس مى کنى. سعید گفت: پس چه کنم؟ مادر گفت: برو پاتو آب بکش و بعد بیا. تا مادر این جمله را گفت، گویا یک پتک صدمنى محکم تو فرق سعید کوبیدند. برق از چشمانش پرید، شروع کرد به گریه و ناله و التماس که مامان جون! من پایم را دوست دارم و نمى خواهم با آب بکشم. سعید که در هیچ کارى از خود دقّت نشان نمى داد، اینجا هم فکر کرد که حالا باید پایش را قطع کند و یک طرف ترازو بگذارد و یک طرف دیگر هم به جاى سنگ کیلو آب بگذارد و پایش را با آب کیلو کند.مادر با هزار زحمت یادش داد که چگونه باید پاى نجس را آب بکشد.

خلاصه، سعید پایش را شست و آمد درب اتاق که داخل شود، امّا دوباره صداى مادر بلند شد که: نیا که پایت نجس مى شود. سعید که حسابى گیج شده بود اعتراض کرد و گفت: اول گفتى فرش نجس مى شود، حالا مى گوئى پایت نجس مى شود؟ مادر رو به سعید کرد و گفت: چون على کوچولو نم پس داده و قبلاً فرش را مین گذارى کرده، فرش نجس است، اگر بیایى پایت نجس مى شود. سعید که اینجا هم بناى مخالفت داشت گفت: نه، من خودم دیدم پدر روى همین فرش نماز مى خواند، پس یا فرش نجس نیست یا اگر فرش بگفته شما نجس است، پس نماز پدر باطل است. امّا بچه ها! فرش نجس بود، نماز پدر سعید هم درست. چرا؟

۴٫ شیوه پرسش و پاسخ یکى از راههاى ایجاد انگیزه، بیان معارف دینى به روش پرسش و پاسخ است به طورى که با طرح سؤال، انگیزه جواب خواهى در وجود کودکان و نوجوانان ایجاد شود و با آوردن جواب آن، در مسیر تربیتى و دینى هدایت و آماده عمل به احکام مورد نیازشان شوند.

در کلاسدارى کودکان و نوجوانان و بخصوص جوانان، جذب کردن مخاطب پیش از بیان احکام بسیار اهمیت دارد و جذب نمودن این قشر غالبا زمینه سازى مى خواهد. بکارگیرى روش پرسش و پاسخ این زمینه را به شکل مطلوبى فراهم مى سازد.

بعلاوه، این روش یکى از بهترین روشها براى استفاده به موقع از توان فکرى و اندوخته هاى علمى متربیان نیز هست.

توجه به این نکته ضرورى است که در این شیوه آموزشى، تدریجى سؤال نمودن و حرکت از مطالب آسان و مورد نیاز به سوى نکات مهمتر در بیان احکام کاملاً ضرورى است و حتما باید سطح فکر، قدرت فهم و شرایط سنى، علمى، فرهنگى، اقتصادى و اجتماعى کودکان و نوجوانان را در نظر گرفت. در اینجا فرض را بر بیان احکام براى نوجوانانى قرار مى دهیم که تازه پا به سن بلوغ مى گذارند، و به عنوان نمونه سؤالاتى را با معیارهاى فوق مطرح نموده و در جوابها از نکات تربیتى و احادیث ائمه علیهم السلام و سخنان بزرگان دین نیز استفاده مى نمائیم تا ضمن بیان احکام، از موعظه و نصیحت آنها نیز غافل نشده باشیم.

نمونه ها

نمونه اول: بلوغ به چه معناست؟ بالغ یعنى رسیده، چى رسیده؟ وقت تکلیفش رسیده؛ یعنى مسئولیت بزرگى پیدا کرده، ارزش پیدا کرده که مورد خطاب « یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا» قرار گیرد، همانطور که حضرت زهرا علیهاالسلام وحضرت على علیه السلام ، پدر، مادر، معلم وخواهر و برادر بزرگتر را با این آیه خطاب مى کنند. از این پس شما هم خانم و آقا شده اى و مورد خطاب خداوند هستى، یعنى یک مخاطب « یا أیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا» فاطمه زهرا علیهاالسلام و یکى پدر و یکى مادر و معلمت و یکى هم تو هستى و از این نظر با بقیه هیچ فرقى ندارى.

حالا که به سن تکلیف رسیده اى، حضرت على علیه السلام مى فرماید: وقت خودت را به سه قسمت تقسیم کن: ۱٫ عبادت؛ ۲٫ کار؛ ۳٫ استراحت و بازى. ([۶])

یکى از علماى بزرگ دین به نام سید بن طاووس به فرزندش مى فرماید: «فرزندم! خدا را شکر کن که افتخار عبادت به درگاهش را به تو داده است و هر سال در چنین روزى که مکلف شده اى جشن بگیر و خدا را شکر کن.» ([۷])

وى در یکى از فرازهاى این کتاب خطاب به فرزندش «محمد» چنین مى گوید:

«چون به سن و سالى که خداوندجل جلاله تو را به کمال عقل مشرف فرماید برسى و صلاحیت مجالست و مکالمه و مواجهه با حضرتش را به تو عنایت فرماید و اهمیت دخول در ساحت قدس حضرتش را به اطاعت و بندگى به تو مرحمت نماید، آن روز را در نظر بگیر و تاریخ آن را محفوظ دار و آن را از افضل اوقات و بزرگترین اعیاد خود قرار ده و در هر سال در آن روز تجدید شکر الهى نما و در راه حضرتش صدقه بده و بیش از پیش به خدمات و طاعات خداوند جلّ جلاله که عقل گرانبها را به تو عنایت فرموده است و به شرف دنیا و آخرت تو را دلالت و راهنمائى فرموده است، قیام نما.»

همچنین سید بن طاووس، به آماده نمودن دختر خویش قبل از بلوغ اشاره مى نماید و در ادامه خطاب به فرزندش (محمد) مى گوید: «بدانکه من خواهرت (شرف الاشراف) را کمى قبل از بلوغ حاضر نموده و آنچه را درباره او به نظرم رسید، از شرافت دادن خداوند او را به اذن در خدمت و اطاعت خود، از کم و زیاد براى او بیان نمودم که شرح آن را در کتاب «البهجه لثمره المهجّه» ذکر کرده ام.»

(برنامه سعادت، ص۱۱۲)

نمونه دوم: مکلف کیست؟ کسى که باید به گلبرگ تکلیف عمل کند، گلى را در نظر بگیرید که پنج برگ دارد، مکلف معناى این ۵ برگ را باید بداند.

۱٫ واجب؛ یعنى چه؟ یعنى باید، مثل حجاب و نماز که انجام آنها لازمه رسیدن به سعادت است.

۲٫ حرام؛ یعنى؟ ممنوع و نباید، مثل غیبت و دروغگوئى که انجام ندادن وترک آنها باعث رسیدن به سعادت و خوشبختى است.

۳٫ مکروه؛ یعنى؟ ناپسند، مثل خوردن غذاى داغ که انجام دادنش مانع رسیدن به درجات برتر سعادت است.

۴٫ مستحب؛ یعنى؟ بهتر، مثل شستن دستها پیش از غذا که انجام آن درجات سعادت و جایگاه بهشتى انسان را افزایش مى دهد.

۵٫ مباح؛ یعنى؟ مساوى، مثل دوچرخه سوارى و راه رفتن که سرانجام آن تأثیرى در تسریع یا کندى حرکت به سوى سعادت انسان ندارد.

نمونه سوم: شرایط تکلیف کدام است؟

الف ـ بلوغ: رسیدن به توان جسمى لازم براى انجام تکلیفهاى

الهى؛

ب ـ عقل: که مبناى محاسبه همه تکلیفهاى الهى و کیفر و پاداش اعمال است؛

ج ـ قدرت: امام على علیه السلام مى فرماید: نماز هنگامى بر مکلف واجب مى شود که درک کند. (دختر ۹ ساله و پسر ۱۵ ساله) و روزه هنگامى بر او واجب مى شود که طاقت داشته باشد. ([۸])

نمونه چهارم: دخترها و پسرها اولین روز تکلیف شرعى خود را چگونه باید بدست آورند؟

هر سال قمرى ۳۵۴ روز و ۶ ساعت است که ۱۰ روز و ۱۸ ساعت کمتر از سال شمسى مى باشد. با کم کردن ۹۶ روز و ۱۸ ساعت از ۹ سال شمسى، ۹ سال قمرى که تقریبا ۸ سال و ۸ ماه و ۲۳ روز شمسى مى باشد بدست مى آید و با کم کردن ۱۶۱ روز و ۶ ساعت از ۱۵ سال شمسى، ۱۵ سال قمرى که تقریبا ۱۴ سال و ۶ ماه و ۱۸ روز شمسى خواهد بود بدست مى آید.

۵٫ شیوه یادگیرى فردى یا قالب مسابقات حضورى

قالب مسابقه یکى از شادترین و جذابترین شیوه هاى بیان احکام است و تدوین آسان و اجراى شاد آن باعث مى شود جلسه احکام براى مربّى و متربّى دلپذیرتر برگزار گردد. کودکان و نوجوانان دوست دارند با آنها به زبان ساده، گیرا، صمیمى، دوستانه و سینه به سینه سخن گفته شود، از نظر شخصیّتى از حساسیت فوق العاده اى

برخوردارند، بسیار جستجوگر و خریدار سخنان تازه و رفتارهاى عاطفى اند، دوست دارند به آنها فرصت سؤال کردن، جواب دادن، اعتراض و گاه مخالفت داده شود.

قالب مسابقه از جمله قالبهاى سخن گفتن بازبان آنهاست و به علت شرایط سنى خاص، زمینه پذیرش روانى آنها را نسبت به سایر روشها بیشتر مى کند. براى کودکان و نوجوانان، سخن گفتن بسیار مهم است و در این شیوه به این نیاز آنها به شکل دلپذیرى پاسخ داده مى شود و پذیرش احکام را برایشان مطلوب مى سازد.

نمونه هاى متعددى از مثال هاى این شیوه را در مرحله سوم از این سلسله مقالات تحت عنوان «مسابقات احکام» ذکر نمودیم و نحوه اجراى آن را توضیح دادیم.

۶٫ شیوه تقریر و تحریر یا بیان احکام در قالب جزوه درسى

با توجه به اینکه کودکان، نوجوانان و جوانان از نخستین ساعات ورودشان به مراکز پیش دبستانى تا آخر دانشگاه، تقریبا همه دروس آموزشى خود را به صورت مکتوب در کتاب یا جزوه دریافت مى کنند و ذهن آنها با این شیوه انس گرفته است، یکى از بهترین قالبها براى ارائه احکام به کودکان و نوجوانان، قالب جزوه یا کتاب درسى است. تهیه متن درسى با در نظر گرفتن امکان عمل، نیاز زمان تدریس، سطح فکر، قدرت فهم و شرایط سنى و جنسى، علمى، فرهنگى، اقتصادى و اجتماعى کودکان و نوجوانان، یکى از شاخصه هاى مهم براى بالا رفتن کیفیت آموزش و تدریس احکام است.

صحبت کردن و بیان نمودن احکام براى کودکان و نوجوانان بدون متن درسى، هرگز برایشان جدى نخواهد بود، زیرا آنان این درسها را با درسهاى مدرسه اى خود مقایسه مى کنند و با خود به این باور مى رسند که آنچه در کتاب و مدرسه خوانده اند درس است و بقیه صحبت و حرف مى باشد.

نکات ضرورى براى تهیه و تدوین اینگونه جزوات را در مرحله دوم از این سلسله مباحث بیان کردیم و در اینجا فقط ۳ درس را به عنوان نمونه مباحث احکامِ مورد نیاز و قابلِ فهم کودکان و نوجوانان که ویژگیها و شرایط مذکور نیز در آنها رعایت شده باشد، ارائه مى نماییم.

نمونه ها:

درس اول: احکام سلام کردن

۱٫ سلام کردن به دیگران مستحب، ولى جواب آن واجب است.

۲٫ سلام کردن به کسى که در حال خواندن نماز مى باشد مکروه است.

۳٫ اگر کسى به نمازگزار سلام کند، باید پاسخ او را بدهد.

۴٫ کسى که نماز مى خواند جایز نیست به دیگران سلام کند.

۵ . سلام را باید فورا جواب داد و اگر کسى عمدا جواب سلام راتأخیر بیندازد گناه کرده است.

۶٫ اگر دو نفر همزمان به یکدیگر سلام کنند بر هر یک واجب است که جواب سلام دیگرى را بدهد.

۷٫ مستحب است در غیر حال نماز جواب سلام را بهتر از آن

بدهند. ([۹])

پاسخ دهید: آیا مى دانید که چرا در حال نماز نباید به دیگران سلام کرد ولى سلام دیگران را باید جواب داد؟

درس دوم: احکام قرآن

۱٫ قرآن همیشه باید پاک و تمیز باشد و نجس کردن خط و ورق قرآن، حرام است و اگر نجس شود باید فورا آن را آب کشید.

۲٫ رساندن جایى از بدن به نوشته قرآن براى کسى که وضو ندارد حرام است.

۳٫ در نوشته قرآنى فرقى بین آیات و کلمات بلکه حروف و حتى حرکات آن نیست.

۴٫ در چیزى که قرآن بر آن نوشته شده است، بین کاغذ و زمین و دیوار و پارچه، فرقى نیست.

۵٫ اگر نوشته قرآنى در قرآن هم نباشد، لمس کردن آن حرام است.

۶٫ دست کشیدن به نوشته قرآن از پشت شیشه یا پلاستیک نازک اشکال ندارد.

۷٫ دست کشیدن به ترجمه قرآن اشکالى ندارد مگر اسم خداوند مانند کلمه «خدا» که بدون وضو دست کشیدن به آن حرام است. ( [۱۰])

درس سوم: احکام صدقه

۱٫ صدقه یک کار مستحبى است که در آیات و روایات تأکید بسیارى نسبت به آن شده و ثواب بیشمارى براى آن بیان گشته است.

۲٫ صدقه در دنیا مانع پیشامدهاى ناگوار و در آخرت موجب بخشش گناهان بزرگ است و حسابرسى قیامت را آسان مى کند.

۳٫ فرزندم! انسان باید در پرداخت صدقه قصد قربت داشته باشد، یعنى تنها براى رضاى خدا آن را بپردازد و از هرگونه ریا و خودنمائى به دور باشد.

۴٫ بازپس گرفتن صدقه داده شده جایز نیست.

۵ . بهتر است صدقه را پنهانى بدهند مگر آنکه بخواهند دیگران هم تشویق شوند.

۶٫ گدائى کردن و رد کردن گدا (چیزى به او ندادن)، هر دو مکروه است. ([۱۱])

پاسخ دهید: پس گرفتن صدقه چه حکمى دارد؟

سن آموزش احکام دین به کودکان

سن آموزش احکام دین به کودکان

454357876 سن آموزش احکام دین به کودکان

همانطور که پدر و مادر بر گردن فرزندان خود حقوقی دارند، روایات، حقوقی را نیز برای فرزندان مشخص کرده که اداء نکردن آنها توسط والدین نافرمانی خداوند محسوب شده و باعث عاق شدن پدر و مادر می شودو بر عکس تربیت صحیح فرزندان باعث آمرزش و پاداش برای آنها می گردد. از جمله حقوق فرزندان بر گردن والدین این است که نام نیکو برایش انتخاب کنند، نوشتن به او بیاموزند و قرآن و آموزه های دینی را به او تعلیم دهند.

در روایات برای آموزش ـ به طور عملی ـ محدوده سنی خاصی معین شده است و برای آموزش هر یک از اصول دین، نماز و … نیز سن نسبی آن بیان شده است.

الف. سن آموزش در کودکان:

ائمه اطهار ـ علیهم السّلام ـ مراحل رشد فرزند را به سه دوره هفت ساله تقسیم می کنند، که کودک در هر یک از این دوره ها ویژگی خاصی داشته، بالطبع نیاز معینی دارد و در نتیجه روش تربیتی ویژه ای را طلب می کند. به این روایات زیبا که اصل و پایه روان شناختی دارد توجه کنید:

رسول اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ می فرماید: فرزند هفت سال مولا و هفت سال بنده (یا خدمتکار) و هفت سال وزیر است.

این روایت هفت ساله اول (۷ ـ ۱ سالگی) را دوره حکومترانی و بازی و تفریح و هفت ساله دوم (۱۴ ـ ۷ سالگی) را دوره اطاعت پذیری و آموزش و دوره سوم (۲۱ ـ ۱۴ سالگی) را دوره وزارت و مشورت پذیری کودک دانسته است.

ب. سن آموزش اصول دین:

در روایت امام جعفر صادق ـ علیه السّلام ـ می فرماید: چون فرزند سه ساله شد به او بگویید: هفت مرتبه بگو «لا اله الا الله» و چون سه سال و هفت ماه و بیست روز از عمرش گذشت به او بگویید: هفت مرتبه بگو «محمد رسول الله» و وقتی چهارسال او تمام شد به او بگویید هفت مرتبه بگو «صل الّه علی محمدٍ وآل.

این روایت برای تعلیم اصل توحید، نبوت و امامت سن خاصی را معین کرده است.

ج. سن آموزش نماز:

روایات این باب به دو قسمت تقسیم می شوند:

۱٫روایاتی که به ما دستور می دهند قبل از ۷ سالگی شکل ظاهری نماز را به فرزندانمان بیاموزیم.

۲٫ روایاتی که به ما دستور می دهند از ۷ سالگی فرزندانمان را به خواندن نماز امر کنیم.

د. سن آموزش قرآن:

در اینجا باید دو امر مورد بررسی قرار گیرد:

۱٫ منظور از آموزش قرآن چیست؟ در جواب دو احتمال وجود دارد: آموزش حفظ قرآن و آموزش روخوانی قرآن که با توجه به برخی از روایات و شیوه متداول زمان ائمه ـ علیهم السّلام ـ آموزش حفظ و قرآن وجیه تر به نظر
می آید.

۲٫ روایات سن خاصی را برای آموزش قرآن مشخص نکرده اند؛ بنابراین باید بر همان محدوده سنی آموزش به طور کلی (۱۴ ـ ۷) حمل کرد و هفت ساله دوم را سن آموزش قرآن دانست.

نتیجه:

همان گونه که دیدیم، اولاً آموزش قرآن، نماز و آموزه های دینی از نظر تربیت اسلامی قبل از سن آموزشگاهی (۶ – ۷ سالگی) شروع می شود. ثانیاً آموزش و تربیت می بایست ضمن برنامه ای دقیق و بر اساس سن رشدی کودک انجام شود. برنامه ای که در آن استعدادها و توانایی سنین کودکی در نظر گرفته شده است. از این رو مفهوم روایات یاد شده این نیست که فرزند را تا هفت سالگی رها کنیم و کاری به آموزش و تربیت دینی او نداشته باشیم، بلکه در هفت ساله اول عمر، آموزش و پرورش دینی به شکل مدرسه ای که جنبه تحمیلی و آموزشگاهی دارند، نمی باشد.

با توجه به مطالب بالا می توان نکات زیر را به عنوان شرایط مؤثر در آموزش و تربیت دینی کودکان از دیدگاه روایات و علم روان شناسی پیشنهاد نمود:

۱٫دین اسلام تربیت را مختص به محدوده زمانی معینی نمی داند و برای تمامی سنین دستورات خاصی دارد و حتی قرائت قرآن در زمان حمل و پس از تولد را در روحیه کودک موثر می داند؛ ولی تربیت به معنای خاص آن و آموزش مفاهیم ساده دینی (مثل لا اله الا الله و …) بهتر است از دو سالگی آغاز شود.

۲٫ از آنجا که هفت سال اول دوره سیادت و حکمرانی کودک است، باید فرزند ضمن کنترل غیر مستقیم آزاد و رها باشد. بنابراین در آموزش و تربیت فرزند روشهایی موثر است که به برخی از آنها اشاره می کنیم:

الف.دوره سیادت (هفت سال اول) به هیچ وجه با اجبار و تحمیل تناسب ندارد. پس با اجبار و زور نمی توان به جایی رسید. و تنها ملاطفت و مهربانی همراه با صبر و حوصله ثمر بخش است.

ب. تأثیر زمان و مکان: در آموزش غیر رسمی و تربیت کودک باید بهترین زمان ها مثل زمان شادابی و خوشحالی کودک ـ نه خواب آلودگی و خستگی ـ و بهترین مکان ها مثل تفریح گاهها، محیط بازی و مهدهایی که همسن و سالهای کودک در آنجا حاضرند انتخاب شود.

ج. روش الگویی هماهنگ: یکی از موثرترین روشها انجام کار خوب توسط والدین است که کودک با مشاهده آن و تقلید از والدین با آموزه های دینی آشنا می شود. حسن این روش این است که فرزند دچار دوگانگی تربیت نمی شود که مثلاً از پدر بشنود دروغ بد است؛ ولی ببیند مادرش به او قول داده و دروغ گفته است. والدین باید در صورت تقلید کودک وی را مورد تشویق ـ مثل نوازش و … ـ قرار دهند.

د. تداعی معانی: یعنی مفاهیم دینی را با خاطره ای خوش همراه کنیم تا کودک با یاد آوری آن خاطره به یاد آن آموزه دینی بیفتد.

ه. روش های غیر مستقیم: مثل قصه، شعر، فیلم، کارتون، نمایش و … (فیلم و سی دی های مذهبی).

۳٫ تعادل و میانه روی و پرهیز از افراط و تفریط: افراط در آموزش و کمرنگ کردن بازی و تفریح کودک ضربه ای جبران ناپذیر بر روحیه او پیدا می کند. به عنوان مثال: حضرت آیت الله بهجت در دیدار حافظ پنج ساله قرآن
محمد حسین طباطبایی (علم الهدی) با ایشان تأکید داشتند: او را به مسافرت زیاد ببرید و تفریح و بازی او را فراموش نکنید. البته همین افراط در بازی، محبت و … نیز مضر می باشد.

شعر کودکانه برای هفت سین

شعر کودکانه برای هفت سین

ba4175 شعر کودکانه برای هفت سین

 

سبزه:

من سبزه ی قشنگم
با سرماها می جنگم

وقتی میام به دنیا
بستان می شه چه زیبا

نزدیک عید نوروز
با طبل حاجی فیروز

عید شما مبارک(۲)

ff31 9 شعر کودکانه برای هفت سین

شعر هفت سین برای کودکان

سکه:

من سکه ام چه زیبا
زینت جیب بابا

با افتخار نوروز
می شم فراری یک روز

نزدیک عید نوروز
با طبل حاجی فیروز

  عید شما مبارک(۲)

ff31 9 شعر کودکانه برای هفت سین

شعر هفت سین

سنبل:

من سنبلم من سنبلم
همنشین با بلبلم

وقتی میام به بستان
باغبون میشه چه خندان

نزدیک عید نوروز
با طبل حاجی فیروز

عید شما مبارک(۲)

ff31 9 شعر کودکانه برای هفت سین

,شعر هفت سین برای کودکان

سنجد
من سنجد لباس گلی
سرخ سفید وتپلی

باناز و اطوار و ادا
می نشینم پیش شما

نزدیک عید نوروز
با تبل حاجی فیروز

عید شما مبارک

ff31 9 شعر کودکانه برای هفت سین

,شعر کودکانه در مورد هفت سین

سیر

من سیر مو لذیذم
یک کمی تند وتیزم

نزدیک عید نوروز
با طبل حاجی فیروز

عید شما مبارک

ff31 9 شعر کودکانه برای هفت سین

ترانه کودکانه هفت سین

سیب

اسم شریف من سیب
خوشمزه بی رقیب

ای آقای زمستون
من اومدم به میدون

نزدیک عید نوروز
با طبل حاجی فیروز

 عید شما مبارک

ff31 9 شعر کودکانه برای هفت سین

اشعار کودکانه هفت سین

سمنو

سلام سلام بچه ها
سمنو کوچیک شما

بدون قند و شکر
از عسل هم شیرین تر

نزدیک عید نوروز
با طبل حاجی فیروز

عید شما مبارک

ff31 9 شعر کودکانه برای هفت سین

شعر کودکانه در مورد هفت سین

آینه

من آینه ا م آینه
خودتو تو من نگاه کن

شانه بزن به موهات
عید دیدنی رها کن

عید شما مبارک

ff31 9 شعر کودکانه برای هفت سین

شعر هفت سین

ماهی

 تو تنگ کوچک خود
من ماهی رنگی ام

بالا و پایین میرم
با پولکهای قشنگ

عید شما مبارک(۲)

ff31 9 شعر کودکانه برای هفت سین

شعر هفت سین برای کودکان

شمع

شمع هستم و پر نورم
با شادی ها پرنورم

من میشینم کنارتون
تا روشن بشه دلاتون